تبليغاتX
شکلات


شکلات

زندگی شکلاتی

ارزیابی جدید موسسه YouthNet نشان می دهد حدود 75 درصد از کاربران جوان اینترنت نمی توانند بدون وجود این فضای مجازی زندگی کنند.

به گزارش خبرگزاری مهر، تحقیق بر روی افراد 16 تا 24 ساله نشان می دهد 75 درصد از این افراد نمی توانند بدون اینترنت زندگی کنند. این گزارش که توسط موسسه آنلاین YouthNet منتشر شده است همچنین نشان می دهد از هر پنج نفر چهار نفر در اینترنت به جستجوی مشورت و اطلاعات می پردازند.

بر همین اساس در حدود یک سوم افرادی که در این ارزیابی حضور داشته اند اعلام کردند که برای رفع مشکلات خود با توجه به منابع آنلاینی که در اینترنت وجود دارد نیازی به سخن گفتن رو در رو با متخصصان نمی بینند.

با توجه به آمار بالای نقص های اینترنتی و نفوذ اطلاعات خصوصی در شبکه 76 درصد از افرادی که در این مطالعه حضور داشته اند بر این باورند که اینترنت "تا زمانی که بدانید در حال انجام چه کاری هستید" فضایی کاملا ایمن است.

به گفته متخصصان افراد میانسال بیشتر در معرض تهدیدات اینترنت قرار دارند زیرا کودکان و نوجوانان و افراد زیر 20 سال با این فناوری بزرگ شده و درک آنها نسبت به آن عمیق و دقیق می شود. این گروه سنی از زمان مناسبی برای آگاهی از عملکرد دقیق اینترنت برخوردارند و به همین دلیل یکی از بزرگترین خطرهایی که آنها را تهدید می کند آسیب پذیری آنها در شبکه نیست بلکه عدم آگاهی والدین از محتوی فعالیتهای آنلاین آنها است.

مایکل هالم استاد دانشگاه لنکستر این گروه سنی از کاربران اینترنتی را "بومی های دیجیتال" می خواند زیرا این کاربران در محیطی مملو از فناوری های رایانه و تلفن همراه رشد کرده اند. به گفته وی "اینترنت بخشی از کالبد جهان افراد جوان به شمار می رود و تمایزی با جهان فیزیکی آنها ندارد."

بر اساس گزارش بی بی سی، موسسه و وب سایت Youthnet که انجام این تحقیقات را به عهده داشته است در سال 1995 به منظور ارائه اطلاعات، مشاوره و فرصتهای مختلف به افراد جوان تاسیس شده است.



منبع خبر : خبر گزاری مهر

نوشته شده در 18 Oct 2009ساعت 12 PM توسط دیبا| |

اصل 27 قانون اساسی:


تشکیل اجتماعات و راه‏پیمایی‏ها، بدون حمل

سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام

نباشد آزاد است.

نوشته شده در 15 Jun 2009ساعت 11 AM توسط دیبا| |

اثر تورم منفی بر اقتصاد:

تورم منفی و کاهش قیمت‌ها رکود را بدتر می‌کند. دلیل بدتر شدن رکود آن است که معمولا شرکتها تعهدات ثابتی دارند که باید برآورده کنند. از جمله این هزینه‌های ثابت حقوق پرسنل است. با کاهش قیمت‌ها، درآمد شرکت‌ها کاهش می‌یابد در حالی که عمده هزینه هایشان ثابت مانده‌است. همین مسئله باعث ورشکستگی عده‌ای از شرکتها می‌شود. ورشکستگی عده‌ای از شرکتها باعث کاهش تقاضا برای کالاهای شرکت‌های دیگر و در نتیجه کاهش بیشتر قیمت‌ها می‌شود. که این مانند فیدبک مثبتی عمل کند که رکود را عمیقتر می‌کند.

دلیل دوم آن است که در زمان رکود و تورم منفی نگهداشتن پول با پاداش همراه است در حالی که سرمایه گذاری با ریسک بیشتری همراه می‌شود. به همین دلیل میل به سرمایه گذاری به شدت کاهش می‌یابد که این خود باعث عمیق تر شدن رکود می‌شود.وقتی کاهش قیمت‌ها، تقاضا و درآمد شرکت‌ها را کاهش میدهد در حالی که عمده هزینه هایشان ثابت مانده‌است. این مسئله باعث ورشکستگی عده‌ای از شرکتها می‌شود. ورشکستگی عده‌ای از شرکتها باعث کاهش تقاضا برای کالاهای شرکت‌های دیگر و در نتیجه کاهش بیشتر قیمت‌ها می‌شود.

نوشته شده در 7 Jun 2009ساعت 9 AM توسط دیبا| |

 روی گل شما به سرخی انار ، شب شما به شیرینی هندوانه ، خندتون مانند پسته و

شادیتون 100 شب یلدا دلتون قد یه دریا توی این شبای سرما یادتون همیشه با ما

یلدا مبارک .


نوشته شده در 20 Dec 2008ساعت 12 PM توسط دیبا| |

مجله «گرین دیلی» در مقاله‌ای با عنوان «پایان دنیا» به معرفی و بررسی 5 فرضیه‌ای پرداخته است که دنیا می‌تواند با وقوع هریک از آنها پایان یابد. چه وقت دنیا به پایان خواهد رسید؟ چه کسی و یا چه چیزی موجب این نابودی خواهد شد؟ اینها سئوالاتی است که بشر از سالیان قبل به آنها فکر کرده و همواره فرضیه هایی را در این خصوص ارائه کرده است.
به تازگی نیز مجله «گرین دیلی» در مقاله ای با ارائه گزینه‌هایی به بررسی 5 فرضیه‌ای پرداخته است که هر یک از آنها می‌توانند علت پایان دنیا باشند:

ماشینها و هوش مصنوعی
این مقاله با بررسی فرضیه‌ای آغاز می‌شود که براساس آن ماشین‌ها و هوش مصنوعی که امروزه دانشمندان نوروساینس با علاقه آن را دنبال می‌کنند، بر انسان برتری جویند و انسان و دنیا را به نابودی بکشانند.
دماسنج «گرین دیلی» در مورد احتمال وقوع این رویداد درجه یک به 10 را نشان می‌دهد. در حقیقت احتمال بسیار کمی ‌برای غلبه روباتها بر انسان در اثر فعل و انفعال بیشتر میان انسان و ماشین وجود دارد.

سقوط یک شهاب سنگ غول پیکر
دومین فرضیه نشان می‌دهد که زمین در اثر سقوط یک شهاب سنگ غول پیکر، دچار یک حادثه بزرگ می‌شود و به این ترتیب همانگونه که دایناسورها با برخورد شهاب سنگ به زمین منقرض شدند، انسان نیز نابود می‌شود و دنیا پایان می‌یابد. دماسنج "گرین دیلی"، احتمال وقوع این پدیده را 4 به 10 نشان می‌دهد.

بیماری فراگیر
سومین فرضیه پیشنهادی این سایت، احتمال خطر همه گیری یک بیماری کشنده را مطرح می‌کند که می‌تواند آنفولانزای پرندگان و یا ویروس جدیدی باشد که ممکن است از فردا به سرعت گسترش یابد و میلیونها نفر را در کوتاهترین زمان نابود کند. دماسنج رقم وقوع این پدیده را 5 به 10 نشان می‌دهد.

تقاضای فراتر از عرضه نفت
فرضیه چهارم پیشنهاد می‌کند که وجود انسان می‌تواند به سبب پدیده «قله نفت» (Peak Oil) نابود شود. براساس این فرضیه تقاضای نفت سوختی از عرضه آن فراتر می‌رود. احتمال وقوع این پدیده 6 به 10 است.

تغییرات آب و هوا
پنجمین فرضیه که از بالاترین رقم احتمال وقوع برخوردار است، برپایه تغییرات آب و هوایی استوار شده است.
به طوری که دماسنج گرین دیلی در این مورد رقم 8 به 10 را نشان می‌دهد. براساس این فرضیه، گرم شدن بیش از حد زمین در آینده‌ای نه چندان دور می‌تواند خطرات بسیار جدی را به وجود آورد و انسان و تمام جانداران زمین را به ورطه نابودی بکشاند




نوشته شده در 21 Nov 2008ساعت 1 PM توسط دیبا| |

این جا که منم

زن بودن نفرینی‌ست

 

زن که باشی

نیمی از حقوق آدمیان را نداری

مادر که باشی اما

حق آدم بودن را هم! 

 

تمام هویتت را، شعورت را، وجودت را

به نقد از تو می ستانند و

بهشتی نادیده نثارت می کنند

نسیه!

 

این جا که منم

گاهی حتا حق نداری آه بکشی !

برای دل تنگ بودن،

غمگین بودن،

خسته بودن هم باید توضیحی قانع کننده داشته باشی!

 

دختر، معشوقه، همسر، مادر

فرقی نمی کند

باید عروسک باشی

عروسکی کوکی.

 

وظایفت را، وظایفت را، وظایفت را...

 

آن چنان طوق سنگین افتخار را پر طمطراق بر گردنت می آویزند

که از یاد ببری پیش تر از زن بودن، پیش تر از مادر بودن

انسان بوده ای...

 

می شکنندت تا تصویر جاودانه شان دست نخورده باقی بماند!

دختری دل سوز، همسری مهربان و مادری فداکار...

 

بهایش را اما تو به تنهایی باید بپردازی

بهایی گزاف

به قیمت همه عمر !

 

چشمانت را ببند

و بار سنگین حماقت را با افتخار بر دوش بکش

نوش جانم

نوش جانت

سنت های آبا و اجدادی !!
نوشته شده در 7 Aug 2008ساعت 11 AM توسط دیبا| |

به دوست عزیزی که ادعا می کرد من خانم ها رو از خودشون هم بهتر می شناسم:

نه دوست عزیز!!
تو خانم ها رو نمی شناسی.
اگر ادعا می کنی که خانم ها رو می شناسی بدون اینکه کوچکترین تلویی بخوری یک جفت کفش با 10 سانت پاشنه بپوش و به مدت نیم ساعت باهاش راه برو!!

اگر خانم ها رو می شناسی روی پیرهنی که پوشیدی، مانتو و مقنعه و چادر بپوش و بعد به مدت نیم ساعت توی حیاط خونتون وسط آفتاب بایست!!
...

خوبه که آدم بعضی از مواقع به بعضی از مسائل بیشتر فکر کنه...
نوشته شده در 18 May 2008ساعت 9 AM توسط دیبا| |


 

وقتی بود نمی دیدم

 

وقتی می خواند نمی شنیدم

 

وقتی دیدم که نبود

 

وقتی شنیدم که نخواند

 

چه غم انگیز است وقتی

 

چشمه ای سرد و زلال در برابرت می جوشد

 

می نالد

 

و تو تشنه ی آتش باشی و نه آب

 

و وقتی چشمه خشکید و از آسمان آتش بارید

 

و از زمین آتش روئید

 

تو تشنه ی آب گردی و نه آتش

 

و بعد عمری گداختن

 

از غم نبودن کسی که

 

تا بود از غم نبودن تو می گداخت



نوشته شده در 15 May 2008ساعت 3 PM توسط دیبا| |

سلام من به تو یار قدیمی
منم همون هوادار قدیمی

 هنوز همون خراباتی و مستم
ولی بی تو سبوی می شکستم

 همه تشنه لبیم ساقی کجایی ؟
 گرفتار شبیم ساقی کجایی؟

 اگه سبو شکست عمر تو باقی
که اعتبار می تویی تو ساقی

 اگه میکده امروز شده خونه ی تزویر
تو محراب دل ما تویی تو مرشد و پیر

 همه به جرم مستی سردار ملامت
 می میریم و می خونیم سر ساقی سلامت

 میگن مستی گناهه به انگشت ملامت
 باید مستا رو حد زد به شلاق ندامت

 سبوی ما شکسته در میکده بسته
 امید همه ی ما به همت تو بسته

 به همت تو ساقی تو که گره گشایی
تو که ذات وفایی همیشه یار مایی

همه به جرم مستی سردارملامت
می میریم و می خونیم سر ساقی سلامت
 سر ساقی سلامت


نوشته شده در 12 May 2008ساعت 4 PM توسط دیبا| |

خدایا خیلی دوستت دارم . نمی خوام مثل بعضی ها بشم!!!
پس خودت کمکم کن.

با تشکر
دیبا
نوشته شده در 5 May 2008ساعت 9 PM توسط دیبا| |

موهای نارنجی!
چشم های قرمز!
صداش شبیه صدای درهم برهم وزوز مگس بود!
نمی تونستم تکون بخورم!
نمی تونستم صحبت کنم!
چه لحظه ی وحشتناک و زجر آوری.

خدایاااااا...!!

پ.ن: بقیه اش رو بعدا می گم. الان کار دارم!!!

ادامه دارد...
نوشته شده در 26 Apr 2008ساعت 4 PM توسط دیبا| |

چه احساسی بهت دست می ده وقتی می فهمی همه چیز داری و هیچ چیز نداری؟!

هیچ چیت نیست و همه چیت هست؟!!

هیچ مرگیت نیست و معلوم نیست که چه مرگته؟!!
نوشته شده در 23 Apr 2008ساعت 10 PM توسط دیبا| |

...ولهن مثل الذی علیهن بالمعروف وللرجال علیهن درجه و....

...زنان را بر شوهران حقوق مشروعی است چنانچه شوهران را بر زنان لیکن مردان را بر زنان افزونی و برتری خواهد بود...

نظرتون در رابطه با این آیه چیه؟
نوشته شده در 23 Apr 2008ساعت 8 PM توسط دیبا| |

هوالذی انزل علیک الکتاب منه ایات محکمات هن ام الکتاب واخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء  تاویله و ما یعلم تاویله الا الله والراسخون فی العلم یقولون امنا به کل من عند ربنا و ما یذکر الا اولوا الالباب


اوست خدایی که قران را به تو فرستاد که برخی از آن کتاب آیات محکم است که آنها اصل و مرجع سایر آیات کتاب خواهد بود و برخی دیگر آیاتی است متشابه تا آنکه گروهی که در دلشان میل به باطل است از پی متشابه روند و امتحان شوند تا به تاویل کردن آن در دین راه شبهه و فتنه گری پدید آرند در صورتی که تاویل آن کسی جزء خدا نداند و اهل دانش گویند ما به همه ی آن کتاب گرویدیم که همه محکم و متشابه از جانب پروردگار ما آمده و بر این دانش و بر این معنی تنها خردمندان عالم آگاهند.

 

نظرتون در رابطه با این آیه چیه؟

نوشته شده در 22 Apr 2008ساعت 9 PM توسط دیبا| |

 

آیه ی ۲۲۳ سوره ی بقره

نساوکم حرث لکم فاتوا حرثک...

زنان شما کشتزار شمایند پس برای کشت بدانها نزدیک شویند...

 

نظرتون در رابطه با این آیه چیه؟

نوشته شده در 22 Apr 2008ساعت 8 PM توسط دیبا| |

سوره النساء (زنان) آیه 34 صفحه 85

الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِیًّا كَبِیرًا.

مردان، از آن جهت که خدا بعضی را بر بعضی برتری داده است. و از آن جهت که از مال خود نفقه میدهند، بر زنان تسلط دارند. پس زنان شایسته، فرمانبردارند و در غیبت شوی عفیفند و فرمان خدای را نگاه میدارند. و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید، اندرز دهید و از خوابگاهشان دوری کنید و بزنیدشان. اگر فرمانبرداری کردند، از آن پس دیگر راه بیداد پیش مگیرید. و خدا بلند پایه و بزرگ است

تفسیر:

تنبیه بدنی:  از جمله ایرادها هتک حرمت انسانی زن در جواز تنبیه بدنی طبق حکم و «اضربوهن...» در آیه‏ی 34  سوره‏ی نساء است؛ که با در نظر گرفتن برخوردهای مستهجن و محقر دوران جاهلیت عرب و ایران و روم قدیم نسبت به زن؛ این آیه جزء منسوجات تمهیدی به حساب می‏آید، و گذشت زمان آن را مشخص می‏سازد؛ یعنی با توجه به تمهیدات و مقدماتی که شارع از آغاز تا پایان در زمینه انجام داده، مشخص می‏شود که اولاً؛ اگر چنین حقی به مرد اعطا شده، برای جلوگیری از اشکلاات و تخلفاتی است که ممکن است نظام خانواده را از هم بپاشد. ثانیاً نبی اکرم(ص) این موضوع را طی مدت زندگانی خود قولاً و عملاً ریشه‏کن ساخته، چون از یکسو آیه تأکید می‏ورزد که تنبیه نباید کمترین دردی داشته باشد و از سویی، روایات بر این نکته اصرار دارد که هیچگاه تنبیه بدنی نسبت به زن، نباید انجام گیرد. و ثالثاً این که بر مقام و منزلت والای زن، تاکید کرده و با «عاشروهن بالمعروف» در آیه 11 سوره نساء، محبت و رحمت و عطوفت نسبت به وی را، سفارش نموده است.


نظرتون در رابطه با این آیه از سوره ی نسا 
و تفسیر اون چیه؟
نوشته شده در 21 Apr 2008ساعت 3 PM توسط دیبا| |

همیشه دوست داشتم وقتی که یک اتفاق ناخوشایند برام می افته، وقتی که از زمین و زمان خسته می شم، وقتی که حوصله ی هیچ کس و هیچ چیزی رو ندارم، وقتی که به شدت دوست دارم تنها باشم و کسی رو نبینم، حتی کسی منو نبینه...!!

گوشه ی اتاقم یک در بود که رو به یک دنیای دیگه باز می شد ،دنیایی که بتونم بهش پناه ببرم و آروم بگیرم. دنیایی که فارق از همه ی خستگی ها و آزردگی های اینجا یه جایی هم واسه ی من داشته باشه، دنیایی که میتونستم هر جوری که دلم می خواست بسازمش و توش زندگی کنم. انرژی بگیرم و وقتی یه کم آروم شدم دوباره به دنیای خودم برگردم. دنیایی که...

شاید اون در همین صفحه ی مانیتور باشه!!!

نوشته شده در 20 Apr 2008ساعت 5 PM توسط دیبا| |

81p2dyf.gif

راه بهشت

مردی با اسب و سگش در جاده‌ای راه می‌رفتند. هنگام عبوراز كنار درخت عظیمی، صاعقه‌ای فرود آمد و آنها را كشت. اما مرد نفهمید كه دیگر ایندنیا را ترك كرده است و همچنان با دو جانورش پیش رفت. گاهی مدت‌ها طول می‌كشد تامرده‌ها به شرایط جدید خودشان پی ببرند.

پیاده ‌روی درازی بود، تپه بلندی بود، آفتاب تندی بود، عرق می‌

ریختند و به شدت تشنه بودند. در یك پیچ جاده دروازه تمام مرمری عظیمی دیدند كه به میدانی باسنگفرش طلا باز می‌شد و در وسط آن چشمه‌ای بود كه آب زلالی از آن جاری بود. رهگذررو به مرد دروازه ‌بان كرد و گفت: "روز بخیر، اینجا كجاست كه اینقدر قشنگ است؟"

دروازه‌بان: "روز به خیر، اینجا بهشت است."

- "چه خوب كه به بهشت رسیدیم، خیلی تشنه‌ایم."

دروازه ‌بان به چشمه اشاره كرد و گفت: "می‌توانید وارد شوید و هر چهقدر دلتان می‌خواهد بنوشید."

- اسب و سگم هم تشنه‌اند.

نگهبان:" واقعأ متأسفم . ورود حیوانات به بهشت ممنوع است."

مرد خیلی ناامید شد، چون خیلی تشنه بود، اما حاضر نبود تنهایی آب بنوشد. ازنگهبان تشكر كرد و به راهش ادامه داد. پس از اینكه مدت درازی از تپه بالا رفتند،به مزرعه‌ای رسیدند. راه ورود به این مزرعه، دروازه‌ای قدیمی بود كه به یك جاده خاكی با درختانی در دو طرفش باز می‌شد. مردی در زیر سایه درخت‌ها دراز كشیده بود وصورتش را با كلاهی پوشانده بود، احتمالأ خوابیده بود.

مسافر گفت: " روز بخیر!"

مرد با سرش جواب داد.

- ما خیلی تشنه‌ایم . من، اسبم و سگم.

مرد به جایی اشاره كرد و گفت: میان آن سنگ‌ها چشمه‌ای است. هرقدر كه می‌خواهیدبنوشید.

مرد، اسب و سگ به كنار چشمه رفتند و تشنگی‌شان را فرو نشاندند.

مسافر از مرد تشكر كرد. مرد گفت: هر وقت كه دوست داشتید، می‌توانیدبرگردید.

مسافر پرسید: فقط می‌خواهم بدانم نام اینجا چیست؟

- بهشت

- بهشت؟ اما نگهبان دروازه مرمری هم گفت آنجا بهشت است!

- آنجا بهشت نیست، دوزخ است.

مسافر حیران ماند:" باید جلوی دیگران را بگیرید تا از نام شما استفادهنكنند! این اطلاعات غلط باعث سردرگمی زیادی می‌شود! "

-        كاملأ برعكس؛ در حقیقت لطف بزرگی به ما می‌كنند. چون تمام آنهایی كه حاضرندبهترین دوستانشان را ترك كنند، همانجا می‌مانند...

"شیطان و دوشزه پریم "

پائولو كوئیلو

نوشته شده در 19 Apr 2008ساعت 5 PM توسط دیبا| |

کی میدونه برای چی زنده ست و داره تلاش می کنه؟؟؟!!!
نوشته شده در 18 Apr 2008ساعت 5 PM توسط دیبا| |

2myqmwg.jpg884414aeo26qlzts.gif

آرزویم این است نرود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز.

و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی.

عاشق آنكه تو را می خواهد

و به لبخند تو از خویش رها می گردد

 و ترا دوست بدارد به همان اندازه كه دلت می خواهد.

نوشته شده در 18 Apr 2008ساعت 5 PM توسط دیبا| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ